مولا-امام-جعفر-صادق(ع)
اجتماعی سخن سردبیر

با مولا صادق آل محمد – علیهم السلام – صادقانه خدایت را پرستش کن !-قسمت 1

پای آموزه های مولا که بنشینی برای قلم زدن و نگارش دانشش ، دفتر و دوات کم می آوری! برای تمام آنچه دنیا و آخرتت را تامین میکند سخن گفته است !

از احکام تا اعتقادات همه را برایت بیان کرده است آخر “امام مبین” است و “پیشوای بیان کننده” !

حرفهایش را که زیر و رو کنی میرسی به گریه هایی که بازگویی اش تو را به دنبال علتش میکشاند .

سدیر صیرفی ، از خاکبوسان بارگاهش نقل میکند که به همراه مفضل و ابوبصیر و ابان بر مولایمان وارد شدیم و او را در چونان حالتی نگریستیم که از شدت وله عقل از سرمان پرید، بزرگوارش را در حالی که بر خاک نشسته بود دیدیم و همچون مادر فرزند مرده میگریست و میفرمود :

«سَیِّدِی غَیْبَتُکَ نَفَتْ رُقادِی وَضَیَّقَتْ عَلَیَّ مِهادِی وَابْتَزَّتْ مِنِّی راحَهَ فُؤادِی سَیِّدِی غَیْبَتُکَ أَوْصَلَتْ مُصابِی بِفَجائِعِ الاَبَدِ؛ آقای من! غیبت تو خواب را از دیدگانم ربُوده وبسترم را بر من تنگ ساخته و آسایش قلبم را از من سلب نموده است. ای آقای من! غیبت تو اندوه مرا به فجایع ابد پیوند داده است.»

از اشکهای سوزناکش جگرمان سوخت و پنداشتیم که او را مصیبت و مکروهی رسیده است ، از محضرش ماجرا را جویا شدیم ، با آهی از عمق جان چنین خطاب کرد :

«نَظَرْتُ فِی کِتابِ الْجَفْرِ صَبِیحَهَ هذا الْیَوْمِ… وَتَأَمَّلْتُ فِیهِ مَوْلِدَ قائِمِنا وَ غَیْبَتَهُ وَابْطاءَهُ وَطُولَ عُمْرِهِ وَبَلْوَی الْمُؤْمِنِینَ فِی ذلِکَ الزَّمانِ وَتَوَلُّدَ الشُّکُوکِ فِی قُلُوبِهِمْ مِنْ طُولِ غَیْبَتِهِ؛ صبح امروز به کتاب جفر نگریستم… و تأمّل کردم در آن درباره میلاد قائم ما و غیبت او و تأخیر آن و طول عمرش و گرفتاری مؤمنان در آن زمان و پیدایش شکوک در قلوب آنها بر اثر طول غیبتش.» سخن همچنان باقی است و من مانده ام و یک دنیا شرمندگی !

شرمنده ام که بسان مولا یم ” جعفر بن محمد ” در غیبتش خواب از چشم نزدودم و غفلت بستری برایم انداخت که رواندازش را هم توان جدایی ندارم !

شرمنده ام که ندیدنش ، آسایش از قلبم نستانده است و اندوهی بر من نیفزوده !

شرمنده ام که دستی برای یاوری اش نداشته ام و جمعه ای بر فراقش گریبان چاک نکرده ام !

خجالت زده ی او هستم که غیبت و ابتلائاتش مرا بی تاب نکرده است و هراس به جانم نیفکنده که نکند شب هنگام ، ایمان روزی ام باشد و سحرگاهان کفر نصیبم شود .

ای صاحب اشکهای صادق ! تو برایم دعا کن و در قنوتت دعای غریق برایم بخوان باشد که هماره در کهف حصین هدایتت جای گیرم !

بیا بیشتر از پیش پای کلاس درس مولا ” جعفر بن محمد ” بنشینیم و بسان ” ابوبصیر و سدیر ” هم رکابش باشیم! بیا او را به زیبایی کلامش بشناسیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *