شهادت امیر المونین و شرحی مختصر ازصعصعه
سخن سردبیر

عارف علوی در شهادت مولا امیر المونین علیه السلام

 

عارف علوی

از قبیله ی عبدالقیس و متولد قطیف بود !
پیامبر را ندیده به او ایمان می آورد و در زمره ی پیروانِ حدیث ثقلین و غدیر، نامش را می نگارند.
در خطابه و بلاغتِ سخن ، ریز و درشت ستایشش کرده اند. تا آنجا که در مجلس عمر بن خطاب آنگاه که در بابِ تقسیم بیت المال سوال کرد . پاسخ او تحسین خلیفه را برانگیخت و گفت : ” تو از منی و من از تو ” .
فصاحت او تا آنجا بود که در مجلسی به همراه مالک اشتر و عده ای دیگر از خواصِ علوی ، . معاویه در شام را مورد اصابتِ شیوایی کلامش قرار میدهد. و موجبِ تبعیدش به ” حمص ” میشود .

شَحْشَح

آنقدر خوش بیان بود که امیر مومنان او را ” شَحْشَح ” به معنای چیره دست و ماهر نام نهاد. و در هر سه نبرد جمل و صفین و نهروان حاضر بود و پیغام برِ مولا !
سخن از 《 ما کان مع امیر المؤمنین مَن یَعرف حقَّه الّا صعصعه و اصحابه ؛ کسی که به راستی حقِّ امیر المؤمنین علیه السلام را بشناخت، تنها صعصعه و یارانش بودند 》.صَعصَعه بن صوحان است !
او که در واپسین لحظات حیات امیر المومنین ، شاید در چُنین ساعات و لحظاتی ، کسب اجازه کرد برای تشرف و عیادت محضر آقایش، . حال امام وخیم بود ، تنها پیام صعصعه را رساندند که عرض کرد :
《رحمت خداوند بر تو باد ای امیرمؤمنان ! در حال حیات و بعد از آن ، چراکه خدا در نزد تو بزرگ و آگاهی تو نسبت به او زیاد است》.
لحظه ای بعد ، پاسخ حضرت را برایش باز گفتند:
《قل له: و أنت یرحمک الله فلقد کنتَ خَفیف المَؤُنه کَثیرُ المَعونه ؛ بگو: خداوند تو را هم رحمت کند که تو همواره مردی کم‌ زحمت و بسیار یاری‌ دهنده بودی》.

در شهادت مولا امیر المونین (ع)

صعصعه با آن شیرین بیانی غیر قابل وصفش که حتی زبان دشمنان را به تمجید از خود گشود. از جمله کسانی است که در تشییع غریبانه ی امیر المومنین حاضر شد . و در حالی که دستی بر قلبش داشت و دستِ دگر خاک بر سر می ریخت. و فغان از فقدانِ مولا امیر المونین و محبوبش سر میداد ، عرضه داشت :

« بهشت بر تو گوارا باد ای ابوالحسن ! همانا محل ولادت تو پاکیزه بود و در سختی‌ها بسیار صابر و در جنگ‌ها جهاد و تلاشِ بزرگ کردی. دارای رأی متین بودی و در تجارت و زندگی خود بهره‌ مند بودی.

ای علی!

ای علی ! تو به‌ آرزوی خود رسیدی و اینک به‌ پیشگاه پروردگارت رفتی و در حالی او را ملاقات کردی که از تو راضی است. و فرشتگانِ او ، تو را احاطه کرده‌اند تا در جوار پیامبر خدا مستقر شوی، پس خداوند تو را به‌ جوار خود اکرام بخشید. و به‌ جوار برادرت محمد مصطفی ملحق نمود و از جام شربت الهی نوشیدی.

ای علی ! از خدا می‌خواهیم که بر ما منت نهد و توفیق پیروی از تو را به‌ ما عنایت کند تا به‌ راه و رسم شما عمل نماییم . و با دوستانت دوست و با دشمنانت دشمن باشیم و ما را در زمره اولیای تو محشور گرداند.

ای علی ! به ‌مقامی رسیدی که هیچ کس به‌آن نرسد و درجه‌ای را درک کردی و به‌ آن رسیدی که هیچ کسی بدان راه نیابد. و در برابر چشمان برادرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم در راه خدا جهاد کردی و حق جهاد را ادا نمودی .

و در پیشروی دین خدا قیام کردی . و حق قیام را ادا نمودی تا سنت‌ها را به‌ پا داشته و آتش‌های فتنه را خاموش ساختی . و اسلام استوار گشت و ایمان مردم رونق یافت. بهترین درود و سلام بر تو باد که به‌وسیله تو پشت مؤمنان محکم شد و نشانه‌ها و راه‌ها روشن و واضح گردید.

ای علی ! بر تو باد از من برترین سلام‌ها و درودها ». بحارالانوار ج۴۲ باب ۱۲۷ ص ۲۹۵

صاحب عزای امیر المونین (ع)

صاحب عزایِ امشب ! مهدیا !

قلم امشب تب دارد و کلام هراس !
سطر و واژه را توانی برای بیان این مصیبت نیست !
صعصعه هایند عارفانِ حقّ و منزلتِ خاندانِ شما !

و این نالایق تن را در این شبِ قدر که قدرش را به نامِ شهیدش برتری دادند ، یک خواسته دارد و تمنا .

برایم بخواه دعایِ صعصعه در حقِّ من نیز اجابت شود و دل و زبان و هر آنچه دارم ناصرت گردد .

بخواه جرعه جرعه معرفت به کام بچکانند و جان به عشق تو بسوزانند .

بخواه امشب ، جز اجابتِ ” اللهم عجل لولیک الفرج ” هیچ بر زبان نرانم و تقدیرم را ، حضورِ ” کثیر المعونه ” در دولتت بنگارند .

یک پاسخ به “عارف علوی در شهادت مولا امیر المونین علیه السلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *