اجتماعی مقالات

پیروی و اطاعت

شهادت امام عسکری (ع) و آغاز امامت حضرت حجه ابن الحسن عسکری، مهدی موعود …

داستان از همینجا شروع شد، داستان پیروی و اطاعت

این داستان، داستان امتحان امت است امتحان از باور و اعتقاد ما ، امتحان ثابت قدم بودن در محبت و وظیفه شناسی، زمانی که همه می‌گویند نمی‌شود ، او نمی‌آید، او آمده است، او رفته است ! و تو نباید دلت بلرزد؛ در این محبت ثابت قدم بمانی و باور داشته باشی به محقق شدن وعده خداوند. او می‌آید حتی اگر یک روز از عمر دنیا باقی مانده باشد ! در این مقاله برآنیم تا شرح مختصری از شهادت امام حسن عسکری (ع) و امامت ولی عصر (عج) را بازگو کنیم.

شهادت امام حسن عسکری و آغاز امامت حضرت حجت علیه السلام معتمد خلیفه عباسى همواره از محبوبیت و پایگاه اجتماعى حضرت عسکرى علیه السلام نگران بود چون می‌دید و می‌شنید که مردم همگى، امام حسن عسکری را تعظیم و احترام می‌کنند و او را در فضیلت، بر همه علویان و عباسیان، مقدم می‌دارند. از این جهت بر آن شد تا با انجام سیاست‌ها و محدودیت هایی از نفوذ معنوى آن حضرت بکاهد، اما هر چه بیشتر کوشیدکمتر نتیجه گرفت و آن حضرت بیش از پیش محبوب دلهاى مردم گردید.  در نتیجه بر نگرانى و وحشت خلیفه ستمگر عباسی افزوده شد و سرانجام در صدد قتل آن حضرت برآمد و ایشان را مسموم نمود.  در آستانه شهادت امام عسکرى علیه السلام که می‌دانستند به زودی مسموم شده، به شهادت خواهند رسید، این رویداد تلخ را به اطلاع مادر خود رسانیده بودند.  چند روز قبل از شهادت، آن حضرت را نزد معتمد عباسى بردند.  در حالى که معتمد سخت ناراحت بود، زهر کشنده‌اى را به ایشان خورانید.  همین که امام علیه السلام آن زهر را خوردند، تمام بدن شریفشان مسموم شد و در بستر بیمارى افتاده و به درد شدیدى دچار گردیدند.

 اشاره امام عسکری به جانشینی فرزندشان پیش از لحظۀ شهادت

ابوسهل نوبختی می‌گوید : درزمان بیماری حضرت عسکری که منجر به شهادتشان شد بر ایشان وارد شدم.  ایشان به خادمشان، عقید فرمودند: برایم جوشانده ای از مصطکی بیاور.  او چنین کرد. سپس صقیل مادر امام عصر علیه السلام آورد. آنگاه که قدح در دستانش قرار گرفت و خواست بیاشامد، دستش به لرزش درآمد و قدح به دندان‌هایش برخورد می‌کرد.  پس ظرف را رها کرد و به عقید فرمود: داخل خانه برو و کودکی را در حال سجده خواهی یافت پس او را بیاور . عقید گفت: داخل شدم و جست وجو کردم تا کودکی را در حال سجده یافتم.  به او سلام کردم و عرضه داشتم:  آقای من تو را می‌طلبد. در همین حال مادرش صقیل وارد شد و دستش را گرفت و او را نزد پدرش امام حسن علیه السلام برد.

ابوسهل می‌گوید: چون امام او را دید گریست و فرمود:  ای آقای اهل بیتش!  مرا بیاشامان که من به سوی پرودگارم میروم. کودک قدح پر از مصطکی را با دستانش گرفت و بر لبان پدر نهاد و بدو آشامانید.  چون آن را نوشید فرمود: مرا برای نماز آماده سازید.  برایشان دستمالی در حجره پهن کردند و آن کودک ایشان را وضو داد و بر سر و پاهایش مسح کشید . پس آنگاه امام فرمود: بشارت باد بر تو فرزندم! تو صاحب الزمانی و تو مهدی هستی و تو حجت خدا بر روی زمینش می‌باشی و تو فرزند من و وصی منی… تو آخرین امام هستی و رسول خدا صلی الله علیه وآله به قیام تو بشارت داده است و تو را نام نهاده و کنیه داده است … در این هنگام بود که امام عسکری علیه السلام از دنیا رفت. شهادت امام عسکری و تجلی امام عصر در مراسم نماز بر ایشان معتمد به برخی از خواص و درباریانش دستور داده بود که مواظب خانه امام علیه السلام باشند و تمام امور و جریانها را زیر نظر بگیرند.

همچنین جهت ظاهرسازی و فریب مردم به پزشکان دستور داد که هر صبح و شام از امام علیه السلام عیادت کنند. معتمد، حسین بن ابى شوارب، قاضى القضات را به همراه 10 نفر به منزل امام فرستاد و به آنان دستور داد که شب و روز در آنجا باشند و بعد از مرگ امام شهادت دهند که ایشان به مرگ طبیعى از دنیا رفته است. این حادثه جانگداز،  روز جمعه هشتم ربیع الاول سال 160 ه ق  بعد از نماز صبح  اتفاق افتاد.

ابو الادیان از خدمتکاران خانۀ امام حسن عسکری علیه السلام  بود که افزون بر حضور در خانۀ آن بزرگوار، سرپرست امور نامه های آن حضرت و بردن آنها به شهرهای مختلف نیز بود. او از کسانی است که روایت شهادت امام عسکری(علیه السلام) و نماز خواندن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر آن حضرت را ذکر کرده است.

شیخ صدوق، از ابوالادیان نقل می کند: من در خانه حضرت عسکری علیه السلام بودم و نامه های ایشان را به شهرها می‌رساندم. روزی به هنگام بیماری منجر به فوتشان بر ایشان وارد شدم. ایشان نامه هایی نگاشتند و فرمودند: این ها را به مدائن (شهرها) برسان. تو به مدت10روز در اینجا نیستی و چون در روز پانزدهم به سامرا وارد شوی از خانه من صدای ناله و گریه خواهی شنید و مرا بر جایگاه غسل خواهی یافت.  ابوالادیان می‌گوید: عرض کردم: مولای من! در آن صورت، که جانشین شما خواهد بود؟ فرمود: آن که پاسخ نامه ها را از تو بطلبد که همو قائم بعد از من خواهد بود. عرضه داشتم بیشتر راهنمایی بفرمایید. پس فرمود: همان که بر جنازه ام نماز گزارد قائم پس از من خواهد بود. گفتم: بیشتر بفرمایید. فرمود: آن که از آنچه در همیان است خبر دهد، قائم پس از من خواهد بود.

هیبت ایشان اجازه نداد که از محتوای همیان بپرسم. پس با نامه ها خارج شدم و به سوی مدائن روانه شدم. پس از دریافت پاسخ نامه ها مراجعت کردم و در روز پانزدهم وارد سامرا شدم. همان گونه که امام فرموده بودند از خانه ایشان صدای ناله و گریه بلند بود و پیکر مبارکشان بر روی مغتسل قرارداشت و برادرشان جعفر بر در خانه ایستاده بود و شیعیان اطراف او و مشغول تسلیت گویی به او بودند. پیش خود گفتم : اگر این امام است که امامت از بین رفته است؛ زیرا که او را می‌شناختم که شراب می‌خورد و قمار می‌کرد و اهل ساز و طنبور بود. پس پیش رفته و به او تسلیت گفتم. او هیچ چیزی از من نپرسید. پس عقید خادم خارج شد و گفت: آقا! برادرتان کفن شد، پس برخیزید و بر او نماز بگزارید. جعفر داخل خانه شد و شیعیان نیز به همراه او وارد شدند. هنگامی که روبروی جنازه امام علیه السلام ایستادیم، جعفر جلو رفت تا بر برادرش نماز بخواند. تا خواست تکبیر بگوید، کودکی گندمگون . . . خارج شد و ردای جعفر را کشید و فرمود: ای عمو! کنار بایست که من برای خواندن نماز بر پدرم سزاوارترم.

پس جعفر کنار رفت در حالی که از غضب صورتش برافروخته شده بود پس کودک جلو رفت و نماز گزارد و امام را در کنار قبر پدرشان به خاک سپرد. سپس به من فرمود: پاسخ نامه هایی که همراه داری بده. من آنها را بدو دادم و پیش خود گفتم: این دو نشانه!  فقط همیان باقی ماند! آنگاه به سوی جعفر خارج شدم در حالی که او آه از سینه برمی‌کشید …. در این هنگام چند نفر از قم وارد شدند و از حال امام عسکری پرسیدند و چون از فوت ایشان آگاه شدند گفتند: به چه کسی تسلیت گوییم؟ (کنایه از اینکه جانشین ایشان کیست؟) مردم به جعفر اشاره کردند. آنان بر او سلام کردند و به او تسلیت دادند و گفتند: به همراه ما نامه ها و اموالی است. بگو نامه ها از کیست و اموال چقدر است؟! جعفر با ناراحتی برخاست و در حالی که لباس هایش را می‌تکاند گفت: از ما علم غیب می‌خواهند!در این هنگام خادم خارج شد و گفت: همراه شما نامه های فلانی و فلانی و همیانی است که در آن هزار دینار است و ده دینار آن طلا اندود است.

پس آنها نامه ها و اموال را به او دادند و گفتند : آن که تو را برای گرفتن این ها  فرستاده است قطعاً امام است. پس از این جعفر به سوی معتمد رفت و داستان را برای او باز گفت . معتمد نیز مأمورانش را فرستاد و آنها صقیل کنیز (مادر گرامی امام عصر علیها السلام) را تحت فشار قرار دادند و کودک را مطالبه کردند. او انکار کرد و مدعی شد که حامله است تا حال کودک را مخفی کند. پس او را به ابن ابی الشوارب قاضی سپردند تا مواظب او باشد تا چنانچه کودکی به دنیا آورد خبر دهد. آغاز امامت و شروع غیبت صغری بدین ترتیب غیبت صغرای امام مهدی علیه السلام آغاز شد. بیشتر علما نیز آغاز غیبت صغری را از هنگام شهادت امام حسن عسکرى علیه السلام یعنی از تاریخ هشتم ربیع الاول سال  160 قمری و پایان آن را پانزدهم شعبان سال  309 قمری و هنگام درگذشت آخرین نایب خاص امام زمان، یعنی على بن محمد سمرى می‌دانند که در این صورت مدت آن 63 سال و اندى خواهد شد. برخى نیز همانند شیخ مفید، آغاز غیبت صغری را از هنگام ولادت آن حضرت به حساب می‌آورند.

بر این اساس پنج سال زندگی حضرت مهدی علیه السلام در دوران حیات پدر گرامیشان نیز در طول مدت غیبت صغری به حساب می‌آید و مجموع آن 47سال می‌شود.غیبت کبری حضرت ولی عصر عج غیبت کبرای در سال ۹۲۳ق  و با وفات آخرین نائب خاص امام زمان،علی بن محمد سَمری آغاز می‌شود.طبق بیشتر منابع شیعه وی درنیمه شعبان سال ۹۲۳ق  وفات یافته است؛ اماشیخ صدوق و فضل بن حسن طبرسی وفات او را در سال ۹۲۳ق می‌دانند.به گزارش منابع شیعه، یک هفته پیش از درگذشت علی بن محمد سمری، امام زمان در توقیعی از وفات او و آغاز غیبتی طولانی خبر داد و به او امر کرد که جانشینی برای خود انتخاب نکند.امتحان الهی و فضیلت منتظران روایات متعددی در منابع شیعی بر این مسئله دلالت دارند که معتقدان به امامت امام مهدی (ع) به سبب طولانی شدن دوران غیبت کبری درامامت آن حضرت دچار تردید خواهند شد. شیخ صدوق در روایتی ازامام صادق ع نقل می‌کند: جدا”مورد آزمایش قرار می‎گیرید تا جایی که مردم می‌گویند: مهدی، مرده یا کشته شده است؛ اگر زنده است، پس کجا است و چه می‌کند؟!چشمان مؤمنان بر اومی‌گریند و همچون کشتی طوفان زده، به اضطراب می‌افتند؛ به جز کسانی که خداوند از آنان پیمان گرفته و به دم الهی یاریشان کرده،کس دیگری رستگار نخواهد شد.

با این وصف در روایات آمده است که انتظار فرج به معنای منتظر ظهور امام زمان (ع) بودن برترین عبادات است .و پاداش های متعددی برای آن گفته شده است .آری؛ ما شیعیان منتظر ظهور او هستیم اما انتظار ما باید از جنس انتظار فعال باشد نه منفعلانه،که در ناامیدی به سر نبریم و اجازه ندهیم ظلمات دنیا قلب ما را هم تیره و تار کند انتظار فعال به این معناست که یقین راسخ به ظهور و محقق شدن وعده خدا داشته باشیم و شوق ظهور او را همواره در دل زنده نگه داریم و برای یاری او به پا خیزیم .

2 پاسخ به “پیروی و اطاعت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *