مهشید ضیایی
مصاحبه‌ها مقالات مهتدیان مهتدیان بعد از انقلاب اسلامی

مصاحبه‌ای خواندنی با یک بهایی تازه مسلمان شده: خانم مهشید ضیایی (قسمت سوم)

در طول قرن‌های متمادی فرقه‌های انحرافی زیادی در کشور ما به وجود آمده است، اما بهائیت یکی از آن خودساخته‌ها نیست، بلکه آن توسط انگلیس پایه‌گذاری و ترویج شد و در خدمت اهداف استعماری قرار گرفت. فرقه‌ای که در دوران رژیم پهلوی به دنبال نفوذ در گلوگاه‌های قدرت بوده و پس از انقلاب اسلامی ایران به دنبال تصاحب گلوگاه‌های اقتصادی است تا از آن طریق در زمان‌های حساس به اقتصاد کشور ضربه بزند. ماهیت و درون این فرقه باعث شده که هر سال تعداد زیادی از اعضایش آن را تحمل نکرده و از آن‌ها جدا شوند. در ادامه مصاحبه‌ای خواندنی با خانم مهشید ضیایی که به دین اسلام روی آورده‌اند را در اختیارتان قرار می‌دهیم:

 

بهائیت چگونه حیازدایی می‌کند؟

جمع‌ بهائی‌ها همیشه مختلط است. هر جمعی داشته باشند اینگونه است. نحوه لباس پوشیدنشان اصلاً مناسب نیست. آن هم به پیروی از خانم قره‌العین. آن‌ها به دنبال نفوذ در مراکز فرهنگی و هنری هستند. در عرصه موسیقی خیلی نفوذ دارند. افراد موسیقی‌دانی دارند که به سراغ جذب بچه‌ها می‌روند و تشکیلات درست می‌کند. ما در ایران این همه کلاس موسیقی داریم، نیاز به تشکیل گروه نیست. اما این‌ها دوست دارند همه کارهایشان را گروهی انجام دهند. تشکیلات و سیستم برایشان بسیار مهم است.

در میان آن‌ها موضوع همجنس‌گرایی هم وجود دارد؟

متأسفانه بله. ما هر زمان سؤالی در این خصوص کردیم، گفتند جوابی نداریم و به بیت‌العدل مراجعه کنید. آن‌ها هم این مسئله را نهی نکردند.

جوانانی که با جذابیت جنسی جذب می‌شوند، چرا بعداً فاصله می‌گیرند؟ آیا مناسک خاصی هست؟

خب ابتدا دَرِ باغ سبز را به آن‌ها نشان می‌دهند. اما بعداً سخت‌گیری‌هایشان شروع می‌شود. اکثراً کسانی که وارد کلاس‌های این‌ها می‌شوند، هدف‌شان رفتن از ایران است. اما از او می‌خواهند عضو تشکیلات باشد و نظامت کند، اما او را تسجیل نمی‌کنند. آن‌ها را به دبی یا ترکیه می‌فرستند، اما وقتی از ایران خارج می‌شوند،‌ تازه متوجه می‌شوند چه فاجعه‌ای است. تشکیلات خارج هم آن‌ها را تحویل نمی‌گیرد.

شما و سایر کسانی که از این فرقه خارج شدید، تهدیدی هم داشتید و آیا کسانی بوده‌اند که توسط این فرقه حذف فیزیکی شده باشند؟

بله. این قضیه از ابتدای ظهور این فرقه وجود داشته است. این گفته‌هایشان که بر مبنای صلح و محبت است، دروغ است و خلاف آن عمل می‌کنند.

راجع به نحوه انتقال پول از ایران به اسرائیل و تشکیلات اسرائیل توضیح دهید:

در این خصوص هر چند وقت یک بار از طرف بیت‌العدل به مرکزیت اسرائیل پیام می‌آید. مثلاً پیامی بود که چند وقت قبل آمد و در آن پیام از بهائی‌ها به خاطر کمک‌های مالی تشکر کرده بودند. همه نهادها و تشکل‌هایی که تشکیل می‌دهند هدفش جمع‌آوری پول و ارسالش به اسرائیل است.

فعالیت بهائیت در حوزه اقتصادی چگونه است؟

این‌ها در حوزه اقتصاد و در اصناف خاصی فعال هستند. مثلاً در حرفه عینک‌سازی. شرکت‌های بزرگی هم دارند؛ مثلاً شرکت‌هایی که لوازم شوینده و لوازم یدکی تولید می‌کنند. در چندین مورد در مسئله سکه و دلار طبق دستور ورود کردند و اقتصاد ایران را تحت‌الشعاع قرار دادند. در هر حوزه‌ای که پول زیادی هست، یکی از بهائی‌ها جزو سران آن حرفه است که اقتصاد را در اختیار خودشان داشته باشند.

چرا در سال‌های اخیر متبریان از بهائیت زیاد شده‌اند؟

شاید دلیلش این باشد که شهامت پیدا کرده‌اند که از این فرقه جدا شوند. قبلاً این شهامت خیلی وجود نداشت. آن زمان اگر کسی طرد روحانی می‌شد، کسی نمی‌فهمید و باخبر نمی‌شد، اما در سال‌های اخیر این مسئله رسانه‌ای می‌شود.

در دو ـ سه سال گذشته، ارتباطی با فرزندانتان داشتید؟

خیر، من سه سال است که فرزندانم را ندیده‌ام. آن‌ها هم توسط بهائی‌ها محاصره شده‌اند. بهائی‌ها نمی‌گذارند حتی با یک مسلمان هم‌کلام بشوند؛ حتی با من که مادرشان هستم. با شناختی که از آن‌ها دارم فکر می‌کنم این سعی را کرده‌اند، اما موفق نشده‌اند. این‌ها از طرد روحانی سه هدف داشتند؛ یکی اینکه آنقدر مرا تحت فشار قرار دهند و آنقدر ترور شخصیتی بشوم که من پشیمان شوم که به آیین آن‌ها برگردم. هدف دومشان این است که درس عبرتی باشم برای آن‌هایی که می‌خواهند از این فرقه جدا شوند. یعنی بگویند بهاءالله با او این کار را کرده است، یعنی اراده الهی این بوده است. سومین دلیل هم این بود که من هیچ وقت با جوانان صحبت نکنم که به آن‌ها نگویم بیشتر مطالعه کنید. من که کار خاصی نمی‌توانم بکنم، فقط می‌توانم به آن‌ها آگاهی بدهم.

اگر نکته‌ای دارید در پایان گفت‌وگو می‌شنویم:

من یک پیام برای فرزندانم دارم. به فرزندانم از همین‌جا می‌گویم که با دید باز به این مسئله نگاه کنید. رابطه مادر و فرزندی چیزی نیست که بخواهد با تغییر یک عقیده آن را کنار بگذارید. این شامل مادر و خواهر من هم می‌شود. من فکر نمی‌کنم هیچ رابطه‌ای عمیق‌تر از رابطه‌ مادر ـ فرزندی باشد و من تعجب می‌کنم که مادر من چطور از مادری‌اش چشم‌پوشی کرد و مرا رها کرد. این‌ها با شقاوت تمام بچه خود را کنار می‌گذارند،‌ اما من این کار را نکردم، من همیشه آغوشم برای فرزندانم باز است و از همین‌جا به آن‌ها می‌گویم که آلوده این تشکیلات‌ نشوید. رابطه ما فراتر از این‌ها است و ربطی به بهائیت ندارد. در کدام دین و مسلک گفته که اگر مادرت اعتقادش متفاوت بود، با او قطع رابطه کن؟ از نظر انسانی این مسئله درست نیست.

 

منبع: مشرق نیوز

تاریخ انتشار: 10 آذرماه 1397

 

کلیک کنید: قسمت اول

کلیک کنید: قسمت دوم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *