اجتماعی مقالات

ویلیام گارلینگتن ؛ پژوهشگر آمریکایی برگشته از بهائیت

ویلیام گارلینگتن در سال 1947 در آمریکا متولد شد. درسال 1964 تحصیل در دبیرستان را آغاز کرد. درسال 1981 از دانشگاه ایالتی فلوریدا فارغ التحصیل شد و برای ادامه تحصیل دررشته مطالعات دینی به نیواستیت کالج پیوست .
گارلینگتن که در دهه 1960 بهائی شده بود، در دهه 1980 به استرالیا رفت و تحصیل خود را درمقطع دکترا، با موضوع پایان نامه تبلیغ گسترده بهائیت در مالوای هند به پایان رساند و به آمریکا بازگشت.
پس از این مطالعات که نزدیک بود او از آیین بهائی روگردان شود، در اواخر دهه 80، از عضویت در جامعه بهائی انصراف داد. دلیل اساسی این روگردانی و انصراف، به تردید او در صحت مباحث اعتقادی و آسمانی بودن بهائیت، و موضوع عصمت مؤسسات تشکیلاتی که همان بیت‌العدل جهانی و محافل ملی است، باز می‌گردد.
گارلینگتن بیش از 25 سال به تدریس مطالعات دینی در استرالیا و آمریکا اشتغال داشته است. گارلینگتن در سال 2005 کتاب بهائیت در آمریکا را منتشر ساخت. او با احترام به نظرات بهائیان درباره خود و دیگران، به خوانندگان و بهائیان، مسائل و اشکالاتی را که اینجا و آنجا و احیاناً در سایر فرهنگ‌ها هم ممکن است وجود داشته باشد را یادآوری می‌کند. مهم‌ترین این مسائل و اشکالات عبارت است از: برداشت خاص بهائی از تداوم وحی و الهام، وجود تبعیضات جنسیتی، عدم قبول و باور کامل یافته‌های علمی و اینکه آزادی فکر و اندیشه یک کالا نیست که بتوان آنرا تقدیم و تسلیم مقامات  و رهبران بهائی کرد .
گذار روحانی و شخصی ویلیام گارلینگتن، در کتاب بهائیت در آمریکا، به درون یک سنت دینی که اساساً برای فرهنگ و کشور او خارجی محسوب می‌شد، و سپس خروج وی از این فرهنگ دینی، نوعی تحقیق و پژوهشگری هرمنوتیک تاویلی و تاریخی، با نگاهی مثبت و درعین حال منتقدانه به موضوع مطالعه، ویژگی کلاسیک از مطالعه دین است. نگاه او نسبت به ابعاد عرفانی و تعالیم بهائی نیزهمین‌گونه است. گارلینگتن بر آن‌ است که درباره عرفان بهائی، همچون یک پیرو مومن، که درباره حقایق اشراقی دینی صحبت می‌کند و این سنت پژوهشی معاصر است، سخن بگوید.
به عبارت دیگر ویلیام گارلینگتن، یک “عارف تطبیقی” است، به گونه‌ای که تصورات و برداشت‌های مقایسه‌ای اخذ شده از مطالعه تاریخ بهائی را با ذهن منتقد و مجهز به تئوری مدرن و راهبرد عمیق و همدلانه نسبت به آن آیین، که متأثر از چند دهه باور و سلوک بر طبق آن است، به بررسی نشسته است. در این چهارچوب، او بسیار شبیه به نویسندگان بهائی، اگر نه عیناً در کلمات آنها، می‌اندیشد، می‌نویسد و زیست می‌کند و ویژگی‌های متضاد عرفانی، تعصبات و باورهای درون گرایانه و انعطاف ناپذیر و باورهای جزمی خطرناک، در واقع توهمات و تخیلات نژادی و دینی را به مشاهده می‌نشیند.
گارلینگتن در حال حاضر در فلوریدای آمریکا زندگی می‌کند.

منبع: بهایی پژوهی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *